روزی که می گفتی من با تو می مانم
روزی که دانستی من بی تو می میرم
روزی که با عشقت بستی به زنجیرم
بازنده من بودم این بوده تقدیرم
خوش باوری بودم پیش نگاه تو
هر دم ز چشمانت خواندم کلامی نو
هر دم ز چشمانت خواندم کلامی نو
عاشق نبودی تو من عاشقت بودم
در قبله گاه عشق بودی تو معبودم
آرام و آسوده در خواب خوش بودی
یک لحظه من بی تو هرگز نیاسودم
من با نفسهایم نام تو را خواندم
کاش ای هوسبازم با تو نمی ماندم
عشق تو چون برگی در دست طوفان بود
دل کندن و رفتن پیش تو آسان بود
روزی به من گفتی دیگر نمی مانم
گفتم که میمیرم گفتی که می دانم
باور نمی کردم هرگز جدایی را
آن آمدن با عشق این بی وفایی را این بی وفایی را
عاشق نبودی تو من عاشقت بودم
در قبله گاه عشق بودی تو معبودم
آرام و آسوده در خواب خوش بودی
یک لحظه من بی تو هرگز نیاسودم
من با نفسهایم نام تو را خواندم
کاش ای هوسبازم با تو نمی ماندم

من گريزانم از اين خسته ترين شكل حيات و از اين غربت تلخ كه به اجبار به پايم بستند مي گريزم از شب مي گريزم از عشق و تو اي پاك ترين خاطره ها همه جا در پي تو مي گردم


بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت
به جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست
گفتي كه كمي فكر خودم باشم و ان وقت
گفتي كه نه بايد بروم حوصله اي نيست گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن
بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست
آنكس كه مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود كه به شوق من آمده باشد رهگذري بود كه روي برگهاي خشك پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود كه من گمان مي كردم ميگويد: دوستت دارم

تكيه به شونه هام نكن
من از تو افتاده ترم
ما كه بهم نمي رسيم
بسه ديگه بزار برم
كي گفته بود به جرم عشق يه عمري پرپرت كنم
حيف تو نيست كنج قفس چادر غم سرت كنم
من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها
نه برده حلقه به گوش نه ناجي فرشته ها
من عاشقم همين و بس غصه نداره بي كسيم
قشنگيه قسمت ماست كه ما به هم نمي رسيم
*************